ثبت نام

امکان عضویت غیر فعال است

آموزش کتاب درسنامه فهم زبان قرآن جلد۱ (جلسه هشتم)

Meshkat-8

در جلسات گذشته بر اساس کتاب درسنامه فهم زبان قرآن سوره مبارکه ناس را آغاز کردیم. گفتیم خداوند متعال به پیامبر گرامی اسلام به عنوان اولین شخص عالم وجود در سوره مبارکه ناس می‌فرماید: «قُلْ» پیامبر ما تو بگو « قُلْ أَعُوذُ » من پناهنده می شوم « بِرَبِّ النَّاسِ * مَلِكِ النَّاسِ * إِلَـهِ النَّاسِ » به سه صفت حضرت حق دستور پناهندگی داده می‌شود. از شر یک دشمن بزرگ! دشمن دورنی «مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ» خناسی که دائماً آشکار می‌شود و پنهان می‌شود. در پیدا و پنهان انسان را تحت تأثیر خودش قرار می‌دهد و انسان را دعوت به پوچی و بدی وزشتی می‌کند. این‌ها می‌توانند از همه گروه‌های اجتماعی باشند. این عبارت « الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ » می‌تواند « مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ » از همه اقشار اجتماعی، از همه صنوف چه جنی و چه انسی، انسان‌ها هم گروه‌های مختلفشان باشد. ما امروز می‌رسیم به سبک زندگی قرآنی. واقعاً از این سوره چه چیزی می‌توانیم برداشت کنیم؟ این سوره برای امروز ما چه دارد؟ یکی از نکات برجسته که در این سوره مطرح است، بحث غفلت ممنوع است. عزیزان وسوسه‌گران یکه ذره غفلت کنیم، دیر بجنبیم پرونده ما را به نفع مقاصد خودشان خواهند پیچید. ما بجای اینکه راه نور را برویم راه نار را خواهیم رفت. غفلتی بر ما عارض می‌کنند، زشتی‌ها را بر ما زیبا جلوه می‌دهند و انجام گناه را برای ما سهل آسان  و حتی مثبت جلوه می‌دهند. راه‌کار چیست؟راه خلاص از وسوسه‌ای شیطانی چیست؟ بهترین راه برای خلاصی از وسوسه وسوسه‌گران پناه بردن به ذات باریتعالی است. پناه بردن « بِرَبِّ النَّاسِ * مَلِكِ النَّاسِ * إِلَـهِ النَّاسِ » هم او که مسؤل پرورش ماست. هم او که مالک حقیقی ماست. هم او که معبود واقعی و خدای حقیقی ماست. « إِلَـهِ النَّاسِ » لذا بهترین راه برای همه این خطرات که ما را تهدید می‌کند پناهنده حقیقی شدن به خدا است. البته رمزی در اینجا وجود دارد. عملیات پناهندگی وقتی اتفاق می‌افتد که من در خودم ضعفی احساس کنم و در طرف مقابلم که می‌خواهم به او پناهنده شوم قوتی احساس کنم. وقتی در خودم ضعف دیدم و در طرف مقابل قوت دیدم و یک خطیر را هم دیدم که با آن مواجه هستم و دارد مرا تهدید می کند، من پناهنده می‌شوم. اگر من در خودم ضعف ندیدم پناهنده نمی شوم. اگر من در طرف مقابلم قوت نبینمپناهنده نمی‌شوم. اگر من آن خطری را که دارد مرا تهدید می‌کند نفهمم، نبینمش و متوجه آن نشوم پناهنده نمی‌شوم. لذا وجود یک خطر و حس این که این خطر مرا دارد تهدید می‌کند خیلی مهم است. اینکه من نمی‌توانم به تنهایی با این خطر مواجه شوم این هم مهم است. این دوتا موجب می‌شود که من به یک قادر متعال به یکی کسی که ربوبیت و مالکیت و الوهیت عالم وجود و همه انسانها به دست اوست پناهنده می‌شوم.

حالا سؤال مهم چیست؟ مهم این است که شیطان برای چه آفریده شده است؟ شیطان چه کاری با ما می‌کند؟ خدا بر اساس حکمت خودش مسیر رشد را برای انسان فراهم کرده و برای شیطان هم مسیر وسوسه را. انسان در این عالم آمد تا بتواند با مقابله با موانعی که بر سر راه اوست به کمال رشد برسد و شیطان آمد که انسان را وسوسه کند. شیطان هیچ وقت انسان را منحرف نمی‌کند بلکه فقط دعوت به انحراف می‌کند و این خیلی مهم است. هیچ کس نمی‌تواند بدی‌های کار خودش را  و به انحراف افتادن خودش را به شیطان نسبت دهد. نه این طور نیست، شیطان فقط دعوت می‌کند. شیطان کارهای بد را برای انسان خوب زینت می دهد. انسان عقل و شعور، فهم، ارداه، آزادی، اختیار دارد و می‌تواند این‌ها را انتخاب کند. لذا نگاه کنید یکی از نعمت‌های بزرگی که خدا به انسان داده همین وجود شیطان است. که انسان در مقابله با شیطان وپیروز شدن بر او اوج ترقی و مسیر را پیدا می‌کند و به عالی ترین درجات اعلی علیین می‌رسد. پس انسان برای رشد آفریده شده است و شیطان برای وسوسه. لذا کار شیطان فقط دادن وعده‌های پوچ است. کار شیطان فقط دعوت کردن انسان به امور دنیایی است و در صدد ورود در قلب او و دائماً او را به سمت پلیدی‌ها وسوسه کردن و وعده دادن و دعوت کردن است. به هیچ وجه شیطان نمی‌تواند دست انسان را بگیرد و به بدی بکشاند و فقط وعده می‌دهد. لذا سوره ابراهیم آیه ۲۲ را نگاه کنید:

« وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّـهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنفُسَكُم مَّا أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنتُم بِمُصْرِخِيَّ إِنِّي كَفَرْتُ بِمَا أَشْرَكْتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ »

خداوند در این آیه اعلام می‌کند که من مثل خدا به شما وعده دادم ولی به آن وفا نکردم بر شما هیچ تسلطی ندارم. فقط شما را دعوت کردم و شما پذیرفتید. تنها خود را سرزنش کنید. « لُومُوا أَنفُسَكُم ». من را چه را سرزنش می کنید؟! خود را سرزنش کنید. من فریادرس شما نیستم. من از شریک قرار دادن خودم برای خدا منکرم. بنابر این در حقیقت شیطان به هیچ وجه مسئولیت به انحراف کشیدن انسان را به عهده نخواهد گرفت و به دوش نمی‌گیرد و این ماییم که بایستی متوجه می‌بودیم و دعوت شیطان را لبیک نمی‌گفتیم. این‌قدر هوای نفس، این‌قدر مادیات را دنبال کردن، این قدر به دنبال پریدن به این شاخه و آن شاخه و این شهوت و آن شهوت، از این خواهش دل به آن خواهش دل در مقام پرستی، در پول پرستی، در جاه پرستی، در خواهش‌های نفسانی متعدد و متنوع ما خودمان بودیم که عامل انحراف و ضلالت خودمان بودیم. حدیث زیبایی از امام علی علیه‌السلام داریم که می‌فرماید شیطان بر انسان گماشته شد تا معصیت و گناه را برای انسان زینت بدهد. تا انسان آن را انجام دهد. انسان را برای توبه کردن امیدوار می‌کند تا آن را به تأخیر بیندازد.

شیطان یکی از کارهای بزرگش تسویف است. یعنی به آینده انداختن است. سوف سوف یعنی به آینده انداختن. می‌خواهید توبه کنید می‌گوید حالا وقت است و تو جوانی و حالا فرصت زیاد است. می‌گوید می‌خواهی برگردی بگذار اول یک ماه خوب. بگذارید هفته بعد، ماه بعد، سال بعد. این تأخیرها همه شیطانی است. هر لحظه انسان متوجه می‌شود که دارد مرتکب گناهی می‌شود باید همان لحظه استغفار کند و برگردد. برای همیشه هم برگردد. صادقانه هم برگردد. لذا شیطان روحیه تسویف را در انسان ایجاد می کند.

 


نمایش برخط برنامه:

 


دانلود فیلم سخنرانی

 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لینک های مفید

شبکه های اجتماعی

نماد اعتماد

logo-samandehi