ثبت نام

امکان عضویت غیر فعال است

آموزش کتاب درسنامه فهم زبان قرآن جلد۱ (جلسه پانزدهم)

Meshkat-15

«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ»
می دانیم که عمل به قرآن کریم بر هر مسلمانی لازم است و یکی از مقدمات عمل به قرآن کریم فهم قرآن است. پس فهم قرآن هم لازم است. سلسله مباحث درسنامه فهم زبان قرآن به دنبال این است که آرام آرام از میسر حزب مفصل، که سوره‌‌های ناس تا سوره محمد «صَلَّ اللهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ» است ما را با کل قرآن کریم آشنا کند. چون تسلط بر پنج جزء قرآن تسلط بر کل قرآن کریم است. البته ما در مقطع اول، جزء سیم را هدف خود قرار داده ایم. در سلسله مباحث جزء سیم، سوره ناس، فلق و توحید به پایان رسید و هم اکنون می‌خواهیم سوره مسد را مرور نمائیم.
سوره مسد صد و یازدهمین سوره مصحف شریف است و ششمین سوره‌ای است که بر قلب نازنین پیامبر اسلام نازل شده است. در این سوره خداوند متعال بر نابودی مطلق و کامل شخصی به نام ابولهب تأکید دارد. ابولهب همان عموی پیامبر گرامی اسلام و فرزند مطلب است. او که با تمام وجود در مقابل پیامبر ایستاد. با استفاده از زر، زور و تزویری که داشت، تمام قد در مقابل حق ایستاد. عاقبت او چه شد؟ خدا در این سوره چه آینده‌ای برای ابولهب و ابولهب‌ها در طول تاریخ تصویر می‌کند؟ «تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ» هلاکت و نابودی کامل و مطلق جریان ابولهب‌ها در طول تاریخ است. این سوره سوره‌ای فوق‌العاده زیبا و قشنگ است و خداوند متعال دو جریان حق و باطل و سرنوشت شوم باطل را به زیبایی به تصویرکشیده است.
ترجمه سوره:
«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ»
به نام خداوند بخشنده مهربان
«تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ»
«تَبَّتْ» یعنی نابود و هلاک باد، «يَدَا» یعنی دو دست، «أَبِي لَهَبٍ» هم یعنی ابولهب و «وَتَبَّ» هم به معنای نابود شد می‌باشد. خدا در این آیه اشاره می‌کند که دو دست ابولهب که نماد قدرت، توانمندی، امکانات و همه ظرفیت وجودی ابولهب است، نابود باد، و «تَبَّتْ» یعنی خود او نیز نابود باشد.
«مَا أَغْنَى‏ عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ» مال ابولهب او را در راه رسیدن به اهدافش کمک نکرد و او را بی نیاز نساخت. «مَا أَغْنَى‏ عَنْهُ مَالُهُ». نه آن چیزی که داشت و نه آن چیزی که به دست آورد، هیچ کدام کمک نکرد تا به اهدافش برسد.
«سَيَصْلَى‏ نَاراً ذَاتَ لَهَبٍ» ابولهب به زودی در آتشی وارد می‌شود که دارای شعله خالص، بسیار سوزان، سخت و دشوار است.
«وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ» همسر او که هیزم‌کش و کار او هیزم‌کشی برای برافروخته‌تر کردن آتش علیه پیامبر است و دائماً توطئه چینی می‌کند، او هم مثل ابولهب وارد جهنم خواهد شد. «فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِن مَسَدٍ» در حالی که در گردن اُمّ‌جمیل یعنی همسر ابولهب، طنابی از جنس پوسته درخت است. او کارش هیزم آوردن از بیابان بود و با وضعی خفت‌بار در فردای قیامت محشور خواهد شد.

شرح واژگان:
فعل «تَبَّتْ» ماضی است از ریشه تبب به معنای زیان دیدن همیشگی و نابود شدن است. این فعل بر خسران دائمی و همیشگی ابولهب و عاقبت شر و بدی که در انتظار اوست دلالت می‌کند. و خداوند در این آیه پیش بینی و پیشگویی می‌کند.
واژه «يَدَا» به معنای دو دست و اصل آن «يَد» به معنای یک دست و «يَدَان» به معنای دو دست است و وقتی به ابولهب اضافه می‌شود نون «يَدَان» حذف می‌گردد. «يَدَا أَبِي لَهَبٍ» به معنای دو دست ابولهب می‌باشد. توجه داشته باشید «يَد» عامل اجرایی انسان است و نماد قدرت است. وقتی گفته می‌شود، دو دست ابولهب، یعنی تمام عوامل اجرایی و نماد قدرت او که برای رسیدن مقاصد به او کمک می‌کنند نابود باد. «تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ» یعنی علاوه بر این‌که تمام آن‌چه که به ابولهب کمک می‌کند تا مقاصد پلید او محقق شود نابود باد، خود او نیز نابود باشد«وَتَبَّ». «تَبَّتْ» مؤنث است چون که «يَد» مؤنث است. «تَبَّ» به ابولهب که مذکر است بر می‌گردد.
«لَهَبٍ» به معنای شعله ور شدن بدون دود است. شعله خالص بدون دود را لهب می‌گویند. آیا می‌دانید چرا ابولهب را ابولهب نامیدند؟ چون که رهبر آتش افروزی علیه پیامبر گرامی اسلام بودند. پدر آتش سوزی کامل، همه جانبه و خالص بوده است. یعنی با تمام وجود در مقصد آتش افروزی تلاش داشته است. و البته جالب است که ابولهب صورت برافروخته‌ای داشته است و گلگون و قرمز رنگ بوده است. لذا از این جهت به او لقب ابولهب را داده اند. به کسی که چهره او برافروخته است ابولهب، پدر شعله، شعله آتش و آتش بدون دود می‌گویند. گویا سرخی خیلی کاملی در چهره او بوده است.
نکته‌‌های ترجمه:
در مورد ضمیر «ه» و «ها» توجه داشته باشید که ما تعدادی ضمیر داریم. ضمیر اسمی است که جانشین اسم ظاهر می‌شود. مثلاً می‌گوییم علی آمد و او غذا خورد. بجای این‌که بگوییم علی آمد و علی غذا خورد، علی دوم را نمی‌گوییم و بجای آن «او» را به کار می‌بریم. زینب به مدرسه رفت و زینب از مدرسه بازگشت. بجای زینب دوم می‌گوییم او از مدرسه بازگشت. به «او» در این‌جا ضمیر می‌گویند. ما در زبان عربی برای مفرد مذکر غائب «ه» یا «هو» داریم که «ه» متصل و «هو» منفصل آن است. «هُ» برای یک مرد، «هُما» برای دو مرد، «هُم» برای مردان، «ها» برای یک زن، «هُما»، «هُنَّ» برای جمع زنان می‌آید. قبلاً خواندیم که «وَلَمْ يَكُن لَهُ كُفُواً أَحَدٌ» و برای الله هیچ همتایی نیست. «هُ» در «له» ضمیر متصل مفرد مذکر غائب است. در این درس هم گفته شد: «فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِن مَسَدٍ» ضمیر «ها» به ام‌جمیل، زن ابولهب به معنای آن یک زن، بر می‌گردد. پس «ه» و «ها» هر دو ضمیر هستند.
نکته دوم فعل «تَبَّتْ» است که فعلی ماضی می‌باشد و فعل ماضی خبر از گشته می‌دهد. مثلاً وقتی گفته می‌شود «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً» خداوند در گذشته مثلی زد و یا «ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ» خدا نور آن‌ها را برد. ولی گاهی فعل ماضی برای نفرین و یا دعا بکار می‌رود. مثلاً گفته می‌شود «غَفَرَاللهُ لَکُم» خدا شما را بیامرزد. این‌جا معنای دعایی دارد. نه این‌که آمرزید بلکه بیامرزد. یا نفرین است، مثل «قَاتَلَهُمُ اللّهُ» خدا آن‌ها را بکُشد. و یا «تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ» دو دست و قدرت ابولهب نابود باد. «تَبَّتْ» از تباب بر وزن کباب به معنای نابودی و هلاکت کامل است. و نابود هم شد. این تبت اول برای نفرین و دعا علیه کسی است. پس یکی از کاربردهای فعل ماضی نفرین است که مثال آن همین سوره مبارکه تبت است.
امیدواریم که خدا به ما توفیق دهد که بتوانیم آرام آرام با سوره‌‌های قرآن آشنا شویم و مضامین و گزاره‌‌های آن را یاد بگیریم و در زندگی خود اجرا نماییم.
خدایا ما را لحظه‌ای ما را به خود وا مگذار و ما را در مسیر آشنایی با قرآن کریم و فهم گزاره‌ها و مفاهیم آن و عمل به آن‌ها راهنمایی و هدایت بفرما.
«وَالسَّلَامُ عَلَیْکُمُ وَ رَحْمَةُ‌اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ»

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *