ثبت نام

امکان عضویت غیر فعال است

آموزش کتاب درسنامه فهم زبان قرآن جلد۱ (جلسه شانزدهم)

Meshkat-16

«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ»
سوره مسد ششمین سوره‌ای است که بر قلب نازنین پیامبر نازل شده است و البته در مصحف شریف صد و یازدهمین سوره قرآن کریم است. مسد در لغت به معنای طنابی است که از لیف و برگ خرما بافته شده است.
در شأن نزول و فضیلت تلاوت این سوره روایات متعددی ذکر شده است. مثلاً در روایتی وارد شده است که پیامبر گرامی اسلام «صَلَّ اللهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ» فرمودند: هر کس بر قرائت این سوره مداوت داشته باشد، خدا در قیامت او را با ابولهب در یکجا قرار نمی‌دهد. قطعاً ابولهب به تصریح آیه «سَيَصْلَى‏ نَاراً ذَاتَ لَهَبٍ» جهنمی است. کسی که این سوره را بخواند اهل جهنم نخواهد بود. البته توجه به مضامین و عمل به مقتضای این سوره می‌تواند خیلی راه گشا باشد.
مگر این سوره چه می‌گوید که می‌تواند ما را بهشتی کند؟ عزیزان یکی از سوره‌‌های عجیب قرآن کریم که راه‌گشای مسیر ما در دنیا و آخرت است همین سوره می‌باشد. سوره کوتاه است ولی دو جریان بزرگ تاریخ را به تصویر کشیده است. جریان مشرکان و جریان موحدان. در جریان مشرکان چه اتفاقی می‌افتد؟ دو اتفاق بزرگ. اول این‌که ثروتمندان صاحب موقعیت هستند و آن‌ها هستند که بزرگند، هر چند که آن‌ها آدم‌‌های بی‌عقل، دیوانه و مجنونی باشند. اما در فرهنگ موحدان انسان‌های باتقوا و پرهیزگار موقعیت دارند هرچند ‌که فقیر و تهی دست باشند. در فرهنگ مشرکان سیصد و شصت بت البته به غیر از هوای نفس وجود دارد. بتهای درونی که انسان‌ها هر کدام نوعی از آن را دارند. اما در فرهنگ موحدان، خدای یگانه و یکتا حاکم است و اوست که حرف اول و آخر را در عالم وجود می‌زند و همه با یکتا پرستی او را قصد می‌کنند. در فرهنگ موحدان انسان‌ها با خلوص نیت، برای ارزش‌‌های متعالی الهی کوشش می‌کنند بر خلاف فرهنگ مشرکان که بتکده عظیم در درون وجود آن‌ها است. مثل بت رسیدن به شهرت، ثروت، جاه و مقام و بت‌‌های متعدد و متنوع. اما در درون یک انسان موحد، نور پاک و زلال منور الهی تابان است و انسان موحد در مسیر واحد «وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ» در حال تلاش است. در فرهنگ مشرکان فردی به نام عبدالعزی داریم. عبد به معنای بنده و عزی اسم بت است. عبدالعزی یعنی بنده بت عزی که نام دیگر او ابولهب عموی پیامبر گرمی اسلام است. ابولهب مظهر شرک، گردن‌کشی و ثروت است. ثروتی که با تمام وجود در مقابل حق می‌ایستد و تلاش می‌کند هر طور که شده نور حق را خاموش کند. ابولهب علی‌رغم این‌که عموی پیامبر گرامی اسلام است، اما به دلیل کینه‌ای که در مسیر اسلام به دل گرفته است با تمام وجود در مقابل ایشان می‌ایستد. به طوری که او با تمام وجود خار و خاشاک فراوانی در سر راه پیامبر می‌ریخت تا به او آسیب برساند. برای ایشان حرف‌‌های نادرست و شایعه ایجاد می‌کرد. اگر کسی نامی از پیامبر می‌آورد او با تمام قوا در مزمت و شماتت پیامبر کوشش می‌کرد تا مردم را از او جدا کند.
خداوند متعال در اولین آیه سوره مبارکه مسد به این حقیقت اشاره می‌کند که «تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ» بریده باد دو دست ابولهب و بریده هم شد. «تَبَّتْ» در لغت هم به معنای هلاکت دائمی و مستمر است و هم به معنای قطع شدن است. اگر به معنای هلاکت بگیریم یعنی دو دست ابو لهب نابود و هلاک دائمی باد. دست مظهر امور اجرایی و مظهر قدرت انسان است. وقتی می‌گوییم دو دست فلانی قطع باد یعنی همه ظرفیت امکانات اجرایی و ظرفیت‌‌های وجودی او نابود و هلاک باشد. «تَبَّتْ» از تباب بر وزن کباب به معنای هلاکت و نابودی کامل و مستمر است. یا به معنای قطع شدن است که معنای آن این است که دو دست ابولهب قطع باد و تمام امکانات اجرایی، تمام ظرفیت‌‌های وجودی و تمام پشتوانه‌‌های تلاش‌‌های او علیه اسلام، همه قطع و نابود باشد. هم امکانات او و هم خود او نابود باد«وَتَبَّ». خسران زده مستمر باشد و وجود او از عام قطع شود که شد. بعد در آیه «مَا أَغْنَى‏ عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ» اشاره می‌کند به این‌که مال ابولهب که ثروتمند قدری بود نتوانست او را در مسیر تلاش علیه پیامبر یاری کند. «وَمَا كَسَبَ» و آن‌چه که او کسب کرد از فرزندان، ثروت‌‌های زیاد، امکانات فراوان، وجاهت قوم و خویشی خود و تمام ظرفیت‌‌هایی که داشت نتوانست او را در مسیر رسیدن به اهدافش کمک کند. بعد خداوند متعال پیش‌بینی می‌کند. «سَيَصْلَى‏ نَاراً ذَاتَ لَهَبٍ» ابو لهب که مظهر عناد و دشمنی با برترین موجود عالم وجود یعنی ذات رسول‌الله «صَلَّ اللهُ عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ» بود باید راهی جهنم شود. او که قرب پیامبر را داشت و عموی ایشان بود اما غریب‌ترین آدم به پیامبر و دورترین آدم از حق شد. چرا که نتوانست منطق و مرام رسول‌الله را بفهمد و وارد این مسیر شود. لهب به آتش سرخی می‌گویند که دارای شعله خالص است. ابولهب را بخاطر داشتن صورت گلگون ابولهب نامیدند. ابولهب بایستی وارد آتشی شود که ذات لهب است. و آتشی سرخ، بیدود، خالص و بسیار سوزنده است. آتش سوزاننده‌ای که به مجرد این‌که او وارد آن شود فریادش بلند خواهد شد. «سَيَصْلَى‏ نَاراً ذَاتَ لَهَبٍ» پدر شعله وارد خود شعله خالص سوزان خواهد شد. آن کسی که در این دنیا راه‌بری آتش‌افروزی علیه پیامبر را داشت، فردای قیامت در سخت‌ترین و دشوارترین لهب‌ها و آتش‌‌های بی دود باید بسوزد. بعضی از انسان‌ها مرام و مسلکشان در دنیا و آخرت بر روی آن‌ها نام گذاری می‌شود. ابولهب به دلیل چهره سرخ‌گون او ابولهب نام‌گذاری شد اما مسیر جهنم گونه او را هم به تصویر کشید. ابولهب در این عملیات تنها نبود و همسری داشت به نام ام‌جمیل که زنی زیبا، فعال، ثروتمند و بسیار متکبر و فخر فروش بود. او نیز هم‌دست ابولهب بود و به همراه همسرش نماد یک زوج منحرف، منحط و ضد دین بودند. ام‌جمیل تلاش زیادی می‌کرد تا از بیابان خارها را جمع کند و آن‌ها را در مسیر پیامبر بریزد و همسرش را تشویق می‌کرد تا به دنبال پیامبر برود و سنگ بر پشت پای پیامبر بزند و دائماً پای پیامبر را خونین کند. چه خون دل‌‌های فراوانی که نسبت به پیامبر روا داشتند و چه قدر آزارهای روحی و روانی و حرف‌‌های جانبی که برای پیامبر درست نکردند.
«وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ» خداوند چنین تعبیر بکارمی برد و می‌فرماید همسر ابولهب کسی بوده که هیزم‌کش بوده و این یا از این جهت است که از بیایان هیزم زیادی می‌آورده است و یا از این جهت که به انسان‌‌هایی که سخن چین، دو به هم انداز و در مسیر تخریب دیگران تلاش می‌کنند هیزم‌کش و «حَمَّالَةَ الْحَطَبِ» گفته می‌شود. و البته چون زن خیلی ثروتمندی بوده است، یک گردنبند بسیار گران‌قیمتی بر گردن داشته است. ام‌جمیل بسیار قسم یاد کرده بوده است که این گردنبند زیبا و گران‌قیمت خود را در مسیر مقابله با پیامبر هزینه و خرج کند و نگذارد دین اسلام رشد کند و خداوند همین نقطه را دقیقاً اشاره می‌کند و می‌فرماید همین گردنبندی که موجب و سبب مقابله با اسلام بوده در فردای قیامت به صورت آتشی بر گردن او خواهد بود. و او به صورت تحقیرآمیز به جهنم کشیده خواهد شد. همسر ابولهب در آتش خواهد افتاد «سَيَصْلَى‏ نَاراً ذَاتَ لَهَبٍ» در حالی که «فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِن مَسَدٍ» در گردن این زن ریسمانی از لیف خرما است که بر گردن بسیار آزار ایجاد می‌کند و خشن است و به سختی بر گردن آویخته می‌شود، به گردن او آویخته شده است. طنابی آتشین که در فردای قیامت بر گردن ام‌جمیل خواهد افتاد و او در نهایت تحقیر به بدترین شکل ممکن معذب خواهد شد.
عزیزان خیلی باید مراقب باشیم. چرا که در دوره ما نیز ابولهب‌ها و ام‌جمیل‌ها کم نیستند. ما بایست ببینیم در خط موحدان هستیم و یا در خط مشرکان و ملحدان؟ آیا در پای اسلام ناب و حقیقی و اولیای الهی سینه می‌زنیم و یا معاذ الله در مسیر دفاع از استکبار، مشرکان و کافران تلاش و کوشش می‌کنیم؟ و این مرز بسیار نازک و باریکی دارد. پس خیلی دقت و تلاش کنیم که خود را در مسیر حق مستدام بداریم.
خدایا ما را لحظه‌ای به خودمان وا مگذار. خدای مسیر پر فروغ خود را در مقابل ما قرار بده و ما را در راه دفاع از آرمان‌‌های بلند الهی روز به روز ثابت قدم بدار.
«وَالسَّلَامُ عَلَیْکُمُ وَ رَحْمَةُ‌اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ»


نمایش برخط برنامه:

 


دانلود فیلم سخنرانی

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لینک های مفید

شبکه های اجتماعی

نماد اعتماد

logo-samandehi